همه چی در اختیار شماست
گفتم شاید تنهایی بهترباشد ولی کاش نمیگفتم تنهایی مرا به اعماق تاریکی وخاموشی وسکوت بردتا جایی که کم کم پوسیده شدم راستی دوستان گرامی لطفا نظریادتون نره خواهش میکنم چیزی ازتون کم نمیشه ولی برای من خیلی مهمه خواستم تنهایی ام را با تو تقسیم کنم ولی سر دو راهی قرار گرفتم تو یا خدا کدام؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیدانم فقط میدانم هر دو شما را دوست دارم من عاشق تو بودم وتوچه بی رحمانه از آن سوء استفاده کردی ودلم را زیرپایت گذاشتی وشکستی ومن تنها آه کشیدن را در توان داشتم من زندگی را چشیدم مزه ای که تا به حال نچشیده بودم مزه ای که در آن چیزهایی بود که آن را بدمزه کرده بودندو چیزهایی هم بود که به آن ظعم خوب ودلنشینی میداد.اطرافیان من آن را برای من بدمزه کردند ولی من باز از آن میچشم صبر میکنم تا با بدمزگی آن کنار می آیم تا بفهمند هر چه باشد باهاش سازگاری دارم برباد سوارم کن برآب روانم کن.بر باد سوارم کن تا سوی امام حسین وحضرت ابوالفضل تو بروم وآن ها را خنک کنم برآب روانم کن تا بتوانم پیش آنها بروم وتشنگی آنها از بین برود.اماچقدر بد که ایناهمه آرزوی من بنده ی حقیراست وبس ای اشک کجایی که غم از راه رسید اندوه عظیم وماتم از راه رسید یک سال گذشت وباز یک بار دگر پلکی زد و محرم از راه رسید ********** بانم نم اشک شستوشویم داده اند در مجلس روضه عطر بویم داده اند با پیرهن مشکی واین شال عذا صد شکر دوباره آبرویم داده اند سلام ماه محرم سلام امام حسین سلام عذا دارهای عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه لطفا از وبلاگ من دیدن کنین و نظرات و پیشنهاداتون رو برم بفرستین ممنون
ادامه مطلب
Design By : MohammadDesign.IR |